هه‌ڵۆی کوردستان

-
هەڵە
  • JFolder::create: Could not create directory

تجزیه طلب کیست؟ ما یا آنها؟

پۆستی ئەلیکترۆنی چاپکردن

xalil_jangi_-_2016_web_logoمسئلەی حائز اهمیت نام ایران هست که یک نام اساطیری بودە و شامل مناطق خراسان،افغانستان،پاکستان و بخشی از ترکمنستان امروزی میباشد!

حتی خود فردوسی درباری نیز در کتابی کە امروز پان فارس ان را شاهنامه گوید نام شهرهای آن را برمی شمارد که همگی بر افغانستان فعلی و تا حدودی تاجیکستان منطبق می باشد. کشوری که الآن ایران می نامیم بصورت رسمی بعد از مراجعه رضاخان به مجامع جهانی، ایران نامیده شد.

و حتی خود شاملو در یکی از سخنرانیهای خود در دانشگاە برکلی کالیفرنیا در مورد تاریخ ایران چنین میگوید؛ تمام تاریخ ایران باستان،جعلی و فریب و دروغ و ساختگی است.

استرابو نزدیک بە دو هزار سال پیش از زبان اراتوسینیس (Eratosthenes)کە در صدەی سوم پ،م می زیستە چنین میگوید؛نمیتوانیم بهتر از توضیحات اراتوسینیس در ارتباط با “آریانا” بە توضیعی بهتر اشارە بکنیم کە چنین میگوید؛آریانا از شرق دیدات از ایندوس(منظور رودخانەی ایندوس)است و از طرف جنوب بە دریای بزرگ(منظور دریای عرب و هند)است و از شمال بە پارومامیسیس و زنجیرە کوهها تا دروازەی قزوین همچنین حدود آن از طرف غرب با مرز اشکانیان مشخص میشود وبە این ترتیب از جغرافیای میدیا،کرمانیا،پرتاسینی و سرزمین فارس جدا میشود.همچنین در جایی دیگر استرابو میگوید؛منطقەی بنام “آریانا” امتداد مییابد و قسمتی از سرزمین فارس(منظور استان فارس) و جزءی از خاک میدیا را نیز شامل میشود.پس بە این نتیجە میرسیم کە مرکز آریانا/ایران سرزمین میدیا نبودە است و بیشتر خراسان،افغانستان،پاکستان و بخشی از ترکمنستان امروزی را در آغوش میگرفتە و حدود مرزی آن تنها بە قسمت ناچیزی از جغرافیای میدیا میرسیدە است.باید این را نیز بدانیم کە سرزمین اصلی ماد بیشترین نقاط ایران امروزی را دربرمیگرفتە کە بطور مختصر شامل کل آترپاسیان/آذربایجان،مناطق تهران امروز،همدان و اصفهان ا از آنجا بە پایین تا رسیدە بە سرزمین فارس(استان فارس) پس آریانا کە ریشەی نام جغرافیای ایران امروزی است تنها بە قسمتی از کنارەهای مرز میدیا/کوردها رسیدە است.

دەها تاریخ نویس یونانی و رومی دربارەی فارس/اخامنی ها و مید/کوردها نوشتەاند گرچە هیچ کدام از این تاریخ نویسان حتی کوچکترین اشارەای بە جغرافیای ایران امروزی نکردەاند بلکە چیزی کە از آن حرف زدەاند تنها اشارە کردن بە منطقەی آری/آریانا بودە است(دربالا بە حدود جغرافیایی آن اشارە نمودیم)کە منظور از آری/آریانا سرزمین فارس(استان فارس امروزی) و سرزمین میدیا نبودە است و بە جدا از آن دانستە و نوشتەاند.

هریک از این تاریخ نویسان کهن کە یونانی،رومی و یکی از آنها نیز یهودی میباشد کە در پایین بە اسم آنها اشارە میکنیم درمورد تاریخ و جغرافیای خاورمیانە کتاب نوشتەاند؛

هیرودوت نزدیک بە دوهزار و پانصد سال پیش

کتسیاس نزدیک بە دوهزار و چهارصد سال پیش

استرابو بیشتر از دوهزار سال پیش

لیوی بیشتر از دوهزار سال پیش

دیودوروس نزدیک بە دوهزار سال پیش

جوزیفوس بیشتر از یک هزار و نهصد سال بیش

پلوتارک نزدیک بە یک هزار و نهصدسال پیش

پتولمی نزدیک بە یک هزار و هشتصد سال پیش

مارسیلینوس بیشتر از هزار و ششصدسال پیش

 

farsstan_2


صراحتا هیچ یک از این تاریخ نویسان بزرگ کە در بالا بە نام آنها اشارە کردیم از جغرافیایی بنام ایران حرفی بە میان نیاوردەاند بلکە بە آریا/آریانا اشارە کردەاند کە در بالا توضیح دادەایم. پتولمی چنین میگوید؛این منطقە منظور آریا/آریانا بە نزدیکی کشوری بنام ایران امروزی زدە و مرزهای آن بە کرمانیا و خراسان رسیدە و بیشتر در افغانستان بودە اما مارسیلینوس نزدیک بە هزاروششصد سال پیش آشکارا بە جغرافیای کوردستان امروزی اشارە نمودەاند بدون آنکە جغرافیای ایران امروزی را درک کردە باشد!سوال اینجاست کە آن سرزمین تاریخی ای کە فارس ها از آن دم میزنند و میگویند از بدو تاریخ وجود داشتە است آیا مگر میشود هیچ کدام یک از این تاریخ نویسان از آن حرفی بە میان نیاوردە باشند و هیچ کدام از آنها چنین جغرافیایی بنام ایران را مدنظر نداشتە و از آن نگفتە و ننوشتە باشند!.

در تمام جهان هیچ منبعی وجود ندارد جدا از منابع نزدیک بە فارس ها کە از جغرافیایی بحرفند بە معنای جغرافیای ایران امروز! در زمان اسلام،جغرافیدانان و تاریخ نویسان اسلامی از نام ایران گفتەاند اما آنها از منطقەای بسیار کوچکتر میگویند کە بیشتر از خراسان دم میزنند(شهری بنام ایرانشهر). در حقیقت نقشەای کە امروز بە ایران معروف است بیشتر از مرز قدرت صفوی و عثمانی دم میزند نە از یک نقشەی تاریخی و فرهنگی!بخاطر اینکە در هیچ جای تاریخ همچین جغرافیایی وجود خارجی نداشتە و هیچ منبع تاریخی ای از همچین نقشەای صحبتی بە میان نیاوردە است چە برسد بە تعریف و تمجیدی کە فارسها از خود تراشیدە و ساختەاند کە در سیستم آموزش و پرورش خود گنجاندەاند و از ابتدا در مغز کودکان تزریق میکنند!

در اين لینک بە روشنی بە مسئلەی ایا "کورد ایرانی است؟ پرداختە شدە است کە اثری از نوشتەهای دکتر سوران حمه رش در کتاب وی تحت نام "کورد کیست؟" میباشد

از این رو بندە تعدا خواهم کرد کە تفکر پان فارس ذاتا و اصولا بر مبنای حذف و انکار دیگری تعریف میشود!

در اینجا میخواهم قبل از انکە سیری بر ایران جعلی امروز بیندازیم اشارەای داشتە باشیم بە تئوری ساختگی و من دراوردی "اریا/اریایی"،

نکته قابل تامل اینست که در واقع این تئوری در تمام دوران ها با نیت سیاسی بە کار گرفتە شدە است. بریتانیایی ها از این تئوری سود بردە و با استفادە از آن، افسانەی تاریخی خودشان را با هندیها هم نژاد و هم ریشە کردە و بە استعمار و حکمرانی و غارت هندی ها یک روایت تاریخی بخشیدە و خود را بعنوان مکمل و تکمیل کنندەی “آریایی”ها معرفی کردە و نامیدەاند. این ایدئولوژی و تئوری مریض و مخرب تا بە امروز نیز از جانب هندوستانی ها بعنوان یک سلاح آئینی و سیاسی از آن استفادەی ابزاری میکنند و ادعا دارند کە بیخ و بنیان هندی ها در اصل نژاد پاک “آری” بودە و آیین هندویی آیین بنیادی “آریایی”ها بودە است کە مسلمانان و آیین های دیگر آن را کمرنگ کردەاند و همان تئوری تا بە امروز در ایران نیز از آن نفع سیاسی بعمل می آید بە منظور معنا بخشیدن بە نقشەی سیاسی ایران، فارسها خود را “آری” میدانند و بعضی از آنها نیز کوردها را “آری” اصیل می نامند و در اندیشه تلقی این تفکر هستند و می گویند که همەی ما در اصل از یک نژاد میباشیم و اعراب و ترک ها هم باعث بر هم زدن سرزمین و مملکت آریایی ها میباشند و بە این شیوە میخواهند ملت کورد حکمرانان ایران را بعوان بخشی از حقایق تاریخ بپذیرد و در میان این افسانەی تخیلی- سیاسی بە تداوم قدرت و حکم آنان رضایت بخشند و از زاویەای دیگر و در همان حال بە پان ایرانیزم خود مفهومی تاریخی بدهند.خیلی وقتها بە کوردها میگویند شما از “عشیرەهای اصلی آری”هستید انگار مدال افتخار بە کوردها اعطا کرده باشند.

دوستان جهت مطالعەی بیشتر در این خصوص میتوانند بە لینک ذیل مراجعە بفرمایند؛

آیا کورد آریایی است؟

بعدا گذشت چندین دهە از اسارت و استعمار و چپاول و غارت و بە بند کشیدن و نامگذاری جغرافیایی چند ملیتی تحت نام ایران و معرفی آن بعنوان یک ژئوپلیتیک سیاسی واحد، متشکل از یک ملت واحد با نام ملت ایران اریایی در زمان دیکتاتوری رضا شاە وپسر او و همچنین امروز در ادبیات فرهنگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان امت اسلامی ایران! با واژگان آن کە عبارتند از ، زبان رسمی تنها زبان فارسی،مذهب تنها شیعەی ١٢امامی،تابعیت تنها حکومت اسلامی،اعتقاد تنها ولایت مطلقە فقیە،جنسیت تنها مرد و بقیەی ملیت ها انکار،محروم،مبحوس و یا در تبعید!

آیا کشور ایران یک جغرافیای واحد بر حسب دولت ملت و با مختصات یک ملت واحد است؟

بدون شک خیر!

ایران درسال ١٩٣٥ بە طور رسمی یعنی٨٠سال پیش تحت یک پروژە با عنوان دولت ملت با همکاری ابر قدرت ها بە رسمیت شناختە شد و حقوق و سرنوشت تمام ملیت های دیگر بە بند اسارت دولت تازە بنیاد شدەی رضا شاە درآمد،یعنی شناسنامەی یک مملکت کثیرالملە بنام فارس زدە شد و حق تعیین سرنوشت تمام ملیت ها و اقلیت های دیگر زیر چکمەی سربازان دولت مرکزی فارس با پشتیبانی دولت هایی همچون بریتانیا تماما لە و نابود شد.

در واقع این پیشنهاد در آذر ماه 1313 شمسی توسط فردی بنام سعید نفیسی از معتمدین دیکتاتور رضا پان فارس رنگ واقعیت به خود گرفت.لازم بە ذکر است رضا پان فارس آنقدر به نفیسی اعتماد داشت که وی را مسئول تحصیل و تربیت ولیعهدش(محمدرضا) در دوران تحصیل سوئیس کرد که خاطرات حسین فردوست(دوست و همراه محمدرضا در سوئیس) به خوبی آن را روایت کرده است.

لازم بە ذکر است سرزمین کوردها هرچند از بدو دخول بادیە نشینان راهزن و چپاولگر هخاها مورد یورش و دست درازی و گاهی تصاحب قرار گرفتە اما برای اولین بار بطور رسمی در سال ١٥١٤ در جنگ چالدران فی مابین صفوی/پان فارس و عثمانی/پان ترک تقسیم شد کە در سال ١٦٣٩ در پیمان زهاو بە صورت رسمی بە اشغال این دو قدرت درآمد.بعداز آن در پایان جنگ جهانی اول و دوم نیز باری دیگر کوردستان تحت پیمان نامەهایی منحوس و شوم بە چند بخش دیگر بە طور رسمی تقسیم شد.

نام این پیماننامەها کە در آن کوردستان سرزمین کوردها بە تجزیەی کشورهای تازە تاسیس ایران(شرق کوردستان)،ترکیە(شمال کوردستان)،عراق(جنوب کوردستان)،سوریە(غرب کوردستان)،ارمنستان(اریوان)،، آربایجان(کوردستانا سور یا کوردستان سرخ) درآمدە است و امروز کە٥٠٠ سال از تقسیمات آن میگذرد،عبارتند از ؛

١.پیمان زهاو در سال ١٦٣٩

١.پیمان سایکس پیکو در سال ١٩١٦

٢.پیمان سور در سال ١٩٢٠

٣.پیمان لوزان در سال١٩٢٣

ايران يعنى کشورى دیکتاتور و بيگانە کە بخشى از سرزمین ملت کورد یعنی شرق کوردستان همچنین قسمتی از سرزمین بلوچ،ترکهای آذری،عرب،ترکمن،مازنی،گیلکی و… را اشغال کردە و منجربە تصرف و تجزيە انها شدہ است. این بخش های تجزیە شدە توسط اشغالگران فارس شامل ملتی غیر فارس با زبان،فرهنگ،تاریخ،جغرافیا و در اصل با هویتی کاملا متفاوت میباشند کە هیچ نقطەی مشترکی با قوم فارس ندارند. آنان هموارە ما را بە جرم حقوق بنیادین و انسانی خویش تجزیە طلب خطاب کردە و بە بهانەی حفظ تمامیت ارضی(تمامیت خواهی یعنی تمامیت بەزور!) همچنان بە سرکوب وحشیانەی خود علیە ما اقدام میکنند.

پس آیا چە کسانى تجزيە طلب ھستند؟

آيا آن کسانى کە جزئــى يا بخشى از خاک کوردستان، بلوچستان، آذربايجان، ترکمنستان، عربستان، مازنی و گلیکی و …را بزور تحت اشغال و ضمیمەی ايران خود کردہ اند و بغارت اين سرزمينھا مشغولند و يا آن کسانى کە ديگر نمى خواھند سرزمينشان تيکە تيکە شدہ بماند و يا ھر تيکە يا جزئــى يا بخشى در يک کشور بيگانە تحت اشغال و چپاول باشد؟‌

کوردها یک ملت واحد بودە و از بدو تولد صاحب اصلی کوردستان بودەاند و ميخواهند کل سرزمين کوردستان بە حيث يک کشور و سرزمينی آزاد و مستقل بدست تواناى خود ملت کورد ادارہ شود اما اشغالگران سرزمين کوردستان ميخواھند این سرزمین ھموارہ جزء جزء شدہ و ھرتيکە اى جزئــى از کشور آنھا باقی بماند تا آن را قورت دادە و راحت تر تحت کنترل گرفتە و بە غارت و دزدی ثروت و سامان ،تاریخ،فرهنگ و… اين سرزمين و ملت مشغول باشند و کوردها را در خارج از محور مشارکت سیاسی،اقتصادی و اجتماعی قرار دادە و تا میتوانند بر فقر و فلاکت آنان بیافزایند.

همچنین از راه ها و ابزارهای متفاوت و برنامەهایی از قبل تنظیم شدە بر اساس یک ایدئولوژی خاص بە سرکوب جوامع غیرفارس در ایران جهت انکار هویت و موجودیت آنها بە شدت عمل کردە و از هر نوع پیشنهاد و خواست اپوزیسویون های این ملل برای سیستم حکمرانی وحشت داشتە و بە طور کلی هر واژەی سیاسی را با تندترین شیوەی ممکن پاسخ میدهند و از یک رفراندوم آزاد با نظارت سازمان های حقوق بشر در داخل ایران بە شدت در هراسند.

اکثر بە اصطلاح روشنفکران ایرانی در موضوعات و موارد مختلف از حکومت انتقاد می کنند، ولی وقتی موضوع مسأله ملیت ها مطرح می شود یا سکوت مي کنند و یا دقیقاٌ از موضع پان ایرانیستی سعی در ترساندن ملل غیرفارس دارند.

انتقاد این روشنفکران از دولت و ایدئولوژی رسمی آن در این خصوص و ترساندن ملیت ها و اقلیت ها که حقوق طبیعی خود را طلب می کنند و درخواستشان از آنان برای صرف نظر از این حق نگرشی نژاد پرستانه و استعمارگرانه است.

اکثر روشنفکران ایرانی که مخالف فدرالیسم و یا استقلال هستند بیشتر بر این نکته تمرکز دارند که:

“تقسیم بر اساس قومیت! منجر به قتل و عام در کشور می شود و جهان دیگر برای بوجود آمدن دولت-ملت اجازه نمی دهد!”

استدلال ديگر اينها مبنی بر اينکه ” جهان دیگر به بوجود آمدن ملت -دولت اجازه نمی دهد” نيز از اساس نادرست است. این موضعی است که بە اصطلاح روشنفکران ایرانی برای منحرف و مغتشش کردن ذهن ملل غير فارس در ايران اتخاذ می کنند.

موسا هنتر جملەای زیبا و پرمعنا دارد کە میگوید؛

اگر زبان مادری من بنیان دولت تو را بە لرزە درمی آورد، احتمالا این بدان معناست کە دولتت را بر خاک من بنیاد نهادەای!

در حال حاضر تعداد ۲۰۸ دولت مستقل وجود دارد که از آن ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد است. بیش از ۴۰ عضو کمتر از یک میلیون نفر جمعیت دارند. در ميان اينها دولت هایی به چشم میخورند که حتی جمعیت شان کمتر از هزارنفر و یک ملیون نفر است. مانند کشورهایی چون بحرین، قطر، جیبوتی، با کمتر از یک میلیون جمعیت.

در شورای ۴۷ عضوی اروپا، آندورا، سان مارینو، موناکو، لیختن اشتاین دولتهایی هستند که جمعیتی بین سی هزار و چهل هزار دارند و عضو سازمان ملل متحد هم هستند. در اتحادیه ۲۷ عضوی اروپا جمعیت لوکزامبورگ، مالت، قبرس زیر یک میلیون است. لوکزامبورگ و مالت در حدود نیم میلیون جمعیت دارند. در قبرس جمع یونانیها و ترکها هنوز به یک میلیون هم نمی رسد. در اتحادیه اروپا، کشورهایی چون اسلوانیا، اسلاوکی، استونیا، لئتونیا ممالکی هستند که ۲-۳ میلیون جمعیت دارند.

اينها را اگر با وضعيت کوردها در ايران مقايسه کنيم نتايج اسفناکی بدست مي آيد. با جمعیتی بالغ بر ١٥ میلیون نفر در ایران، آنها حتی از داشتن حکومت محلی هم محروم ميباشند. همين مساله در مورد ديگر ملیت های غيرفارس نيز بسیار صادق است.

فاشيسم هویت ستيز فارس برای ارضای غريزه تماميت خواهی خود و حفظ منافع ملـت فارس سياستها و عملکرد بی رحمانەای را از همان ابتدا بر ملتهای در بند اعمال کردە است. فاشيسمی تماميت خواه و دهشت آور که انسان، ارزشهای انسانی و حقوق ابتدايی بشری را فـدای منافع گروهی ملـت فارس و فرقه خون آشام “ولايت” و قبل آن “شاهی” کرده است.

در واقع طرفداران تماميت ارضى اين ايران رضاشاھى يعنى تجزيە طلبانی کە ده ها و صدها سال است سرزمین مادریمان را بە اشغال خود در اوردەاند٬ يعنى طرفداران جزء جزء و تيکە تيکە ماندن کوردستان،بلوچستان،آذربايجان،عربستان، گیلک و مازنی و.. ، حتى اگر ھم در بين اين طرفداران تک و توکى مزدور و خودفروش باشد و یا آن دستە از کوردها و بلوچ ها و آذری ها و عرب ها و غیرەای کە بە اين توھمات و دروغ ها دچار شدە و آن را باور کردەاند کە از دوران اول ابتدایی بە بالا در مدارس بە شیوەهای زور و حیلەگرانە بە خوردشان دادەاند.

حال چرا پان فارس از اسقلال ملت های تحت ستم امروز کە در جغرافیای جعلی بنام ایران بە اسارت و بند در امدەاند در هراس و وحشت اند؟

حقیقت ان است کە وحشت پان فارسیزم از بازگشت بە کویر است نە چیزی دیگر لذا بقای پان فارس در انکار و نفی مبارزات ملی دموکراتیک ملت کورد و دیگر ملیتهای تحت ستم است،چون فارسستان نفت ندارد،منابع زیر زمینی ندارد،صنایع صادراتی ندارد،از لحاظ کشاورزی صفر و خاکش بی برکت و بی حاصل و کویر است پس اگر تجزیە شود بی شک قوم فارس فقیرترین مردمان خاورمیانە خواهند شد و مجبورند جهت امرار معاش و سیرکردن شکم شان بایدبە مناطق دیگر و کشورهای دوروبر بروند جهت کارگری و کلفتی!فلذا بە همین علت فارسها از این واقعیت پیش رو بە وحشت و کابوس افتادە و هر شب و روزشان در اضطراب سپری میشود.

بدین خاطر همەی فارسها بالمجموع اگاهانە یا نااگاهانە و بالجبار با #راسان بە معنای بەپاخواستن کە دورەی جدیدی از مبارزات ملی دموکراتیک حزب دموکرات کوردستان ایران است مخالفت میکنند و این خیرش را استارت تجزیەی گربەی خیالی شان میدانند.

همچنان کە می بینیم با تمام دست و امراز و با هر وسیلەای کە در دست داشتە باشند با مبارزات ازادیخواهی ملت کورد مخالفتی شدید بە راە انداختەاند و تمام جیرە خورها و سادیس خورهای حکومتی را موظف کردەاند کە باید با #راسان دموکرات از هر طریقی مخالفت و مقابل ان بایستند.

همچنین این وحشت پان فارسیزم بە این بسندە نکردە و با تمام قدرت خود میخواهد تحت هر شروط وشرایطی با امریکا و غربی ها بە یک سازشی برسند و همچنین این ترس ایرانی های پان فارس تا جایی رفتە کە کم کم بە مستعمرەی روسها نیز در امدەاند کە اولین مرحلەای این مستمرە شدن با در اختیار قرار دادن پایگاە هوایی همدان بە روسها اغازشد.

اما انچە جبر تاریخ و حقیقت است این است کە صد سالەی پیماننامەی سایکس پیکو بە اتمام رسیدە و ابرقدتهای جهان درصدد طراحی یک خاورمیانەی جدید میباشند.

داعش و اسلام سیاسی تنها یک وسیلەاند جهت ویران کردن منابع اقتصادی و انسانی کشورهای مهم و استراتژی خاورمیانە و زمینەای جهت بازسازی دوباره از طرف قدرتهای جهانی و کما اینکە فروش سرسام اور اسلحە نیز جای خود دارد.این سیاست تا انجا پیش خواهد رفت کە کشورهای منطقە پارچە پارچە و بە کشورهای کوچکتر والبتە قابل کنترل تبدیل شوند،بدین گونە خاورمیانەای جدید بە اسانی در کنترل خواهد بود.

در حقیقت باید اقرار کرد کە قوم فارس در یک مرحلەی بسیار حساس تاریخی "بود و نبود" قرار گرفتەاند.

پس تمام این هشدار و تهدیدها و بیاننامەها از جانب پان فارسیزم و مزدورانشان تنها نفس های اخر این تفکر منفور و راسیسم وپایان قدرت فارس عاریایی میباشد.

پس نە "دولت مقتدر و نە ارتش و البتە نە ان سپاە تروریستی تان" خط سرخشان را هرگز نخواهند توانست حفظ بکنند.

آنچە واقعیت دارد این است کە دشمنان فاشیست اشغالگر هرگز نخواهد توانست با نسل کشی،اسمیلاسیون تاریخی،زبانی،فرهنگی،مذهبی و… ، اعدام،ترور،شکنجە،تبعید،زندانی،خفقان و ترس از خواستەها و مبارزات برحق این ملیت ها جهت رهایی از بند اسارت تا سر ایستاگی و مقابلە کند.

بە قول نیچە با هر چیز مخالفت کنی ایستادگی میکند.

همانطور کە تاریخ بیانگر واقعیات است این ملت ها هیچگاه با تمام ظلم و ستم و سرکوبی کە از طرف حکومت اشغالگر فارس بر آنها روا داشتە میشود از آروزهای خود دست نکشیدە و کیش و مات نشدەاند!

میبینیم و شاهدیم کە این مردمان تشنەی آزادی همچنان با ارادەای پولادین باز در هر فرصتی کینە و نفرت خویش را در تمام این سال های اشغال و تصرف مملکت شان بە این دشمنان عقب افتادە و وحشی نشان میدهند. انچە بارز است خواست و احساس این ملت هاست برای رهایی از اسارت و جنایت های ضدبشری قوم فارس و کسب ازادی و استقلال سرزمین مادری خویش.

آیندە ازآن کسی است کە حقدار باشد!

  

---------------------------------------------------------------------------------------------------

 تماس از طريق فيس بوك:

 صفحه مدیر سایت

 

ناردن بۆ تۆڕه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی‌یه‌کان
جاری خوێندراوه‌: 4283
بۆچوونه‌کان (1)Add Comment
...
نووسراوه‌ له‌ لایه‌ن هيوا, February 16, 2019
كاكه كتيبي دكتر سورانم ده ويست چوون ده توانم پيداي بكه م
كورد كييه

نووسینی بۆچوون
بچووکردنه‌وه‌ی خانه‌ی بۆچوون | گه‌وره‌کردنی خانه‌ی بۆچوون

busy